أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )
70
مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )
آشكارگردانيدن مراتب امكانى در پهنه احكام - در مقام تجلى به اسم « موجد » و « رب » - تا حروف اعيان و حقايق امكانى كه در سراپردههاى پنهان جبروت و تعينات لاهوت هستند ( در شهادت ) تحقق و ثبوت يابند . مرتبه سوم ، تعين نقطه روحانى است در امتداد نفس ، و عبوديتش بر درجات مخارج ( حروف هجايى ) و پوشيده شدن آن به دگرگونىهاى صورتهاى ظاهر و حروف لفظى و خطى ، و شكل يافتن آن به شكلهاى حقايق كلمات نوشته شده كه اشاره است به عموم تجليات نفس رحمانى و گسترش فيض وجودى و برانگيختهشدن و وزيدن نسيمهاى جود و كرم پروردگار از غيب يقين نورى بر قابليات اسم « الظاهر » . بنابراين وجود حقيقت احديت مطلق ، در اين مرتبه اتصاف به صفات كمالى ، و نسبت و اضافه سريان آثارش به محدثات و پديدههاى فراوان و مقيدات و متعدد و تعينات متجدد و نو پيدا شده و به انيّات آنها ظاهر ، و ظاهركننده اوصاف و نعوت آنها ، و به واسطه تجلى بر آنها تكثر پيدا كرده و به سبب ظهور نشانههاى خود در ماهيات آنها و به حسب آنها - نه به حسب خودش - متعدد و بىشمار گشته است ، و آن ( وجود ) با اين همه بر اطلاق حقيقى و تنزيه قدسى خويش باقى است ، نه در ذاتش تعدد و شمارى و نه در صفاتش تغيير و دگرگونى وجود خواهد داشت ؛ كه خداوند از آنچه گويند برتر است - برترى بسيار - . اما قرار گرفتن نقطه در زير « باء » - در بسمله - به جهت راز پنهانبودنش به صورتهاى حروفى و پوشيدهبودنش به ظواهر شكلهاى كلماتى ، و هويداشدنهاى مراتب حروف در گردشهاى مخرجى و احوال و اوضاع نوشتنى ، به واسطه تعين حقيقتش و نو شدن تكرارش در درجات خصوصيات و منازل ماهيات آنهاست ، كه با اين همه بر اطلاق و خالص وحدتش باقى است و نه تغيير و نه تبديل مىپذيرد ، اشاره است به پوشيده شدن احديت هويت ، در پردههاى درجات امكانى و مظاهر بروزهاى كونى و امتداد نمايان شدنهاى نفس رحمانى ، كه به سبب سريان آن نفس ، حقايق برين و زيرين تعيّن مىيابند . و نيز اشاره است به تجليات وجودى كه به واسطه فيضان و ريزشش افراد مراتب